
جوهره ی آفرینش مفرد است و این جوهره عشق نام دارد . عشق نیرویی است که ما را به یکدیگر می پیوندد تا تجربه ای را که در زندگی های متعدد و در مکان های متعدد جهان پراکنده شده است ، بار دیگر متراکم کند . عشق یگانه پل میان جهان مرئی و نامرئی است که همه ی آدمیان آن را می شناسد . یگانه زبان مؤثر برای ترجمۀ درسهایی است که کیهان هر روز به آدمیان می آموزد .
کسی که سعی می کند صاحب گلی باشد ، پژمردن زیباییش را هم می بیند . اما اگر به همین بسنده کند که گلی را در دشت بنگرد ، همواره با او می ماند . چون آن گل با شامگاه ، با غروب خورشید ، با بوی زمین خیس و با ابرهای افق آمیخته است .
هر روز انسان یک شب تاریک است . هیچ کس نمی داند دقیقه ی بعد چه رخ می دهد ، و با این وجود همه رو به جلو پیش می روند .
چرا بسیاری ترجیح می دهند تمام زندگیشان را به ویران سازی راههایی بگذرانند که به آنها علاقه ای ندارند ؟!! در حالی که می توانند در تنها راهی گام بردارند که می تواند آنها را به جایی برساند !!!
چیزی که ما را جلو می برد ، توضیحات نیست ، ارادۀ ما برای پیش رفتن است .
هر وقت خواستی چیزی را بشناسی خودت را به طرف آن پرتاب کن .
در دنیا هیچ چیز کاملاً خطایی وجود ندارد . حتا یک ساعت از کار افتاده هم می تواند دوباره در روز وقت دقیق را نشان دهد .
همان جا بذر رؤیاهایم را می افشانم که تو اینک گام بر می داری ، آهسته گام بردار که آرزوهای مرا لگدمال می کنی .
هر پرسشی را که بتوان درکش کرد پاسخی نیز دارد .
برای رنج نکشیدن عشق نورزیدن لازم است .
دگرگون کردن آنچه در بیرون است ، دشوارتر از دگرگون کردن چیزی است که در درون است .
ما در دریایی دریانوردی می کنیم که نمی شناسیم ، خدا همیشه شجاعت ما را برای پذیرفتن این راز حفظ کند .
می توانیم بدانیم چطور ، از کجا و از کی اینجاییم . اما پرسش چرا ؟ همواره بی پاسخ می ماند . هدف اصلی معمار اعظم جهان تنها به او تعلق دارد و نه به هیچ کس دیگری .
وقتی در زندگی ات به چیز مهمی دست می یابی ، لازم نیست گمان کنی که باید از هر چیز دیگری دست بکشی .
در لحظه ای مشخص از زندگیمان ، اختیارمان را از دست می دهیم و از آن پس سرنوشت بر زندگی ما فرمانروا می شود . این بزرگترین دروغ جهان است .
اگر با وعدۀ آنچه که هنوز نداری آغاز کنی ، اشتیاقت را برای دستیابی به آن از دست می دهی .
هنگامی که همۀ روزها یکسان باشند ، معنایش آن است که آدم دیگر نمی تواند رخدادهای نیکی را که با هر بار گردش خورشید در آسمان در زندگی اش رخ می دهند ، درک کند .
خداوند راهی را که هر انسان باید بپیماید ، در جهان نوشته . تنها باید آنچه را که برای تو نوشته شده ، بخوانی .
گاهی در زمانی به کوتاهی یک فریاد ساده ، همه چیز در زندگی زیرورو می شود ، پیش از آنکه آدم بتواند خود را به آن عادت دهد .
تصمیم ها تنها آغاز یک ماجرا هستند . هنگامی که آدم تصمیم می گیرد ، در حقیقت به درون جریان نیرومندی پرتاب می شود که او را به مکانی می برد که در زمان تصمیم گیری خوابش را هم نمی دیده است .
زندگی یک جشن است ، جشنی عظیم ، چون همواره در همان لحظه ای است که در آن می زی ایم ، و فقط در همان لحظه .
همواره پیش از تحقق یافتن یک رؤیا ، روح جهان تصمیم می گیرد که تمام آنچه را در طول طی طریق آموخته ای ، بیازماید .
تاریک ترین ساعت پیش از طلوع خورشید فرا می رسد .
انسان خوشبخت انسانی است که خداوند را در درون خود دارد .
انسان ها بیشتر به بازگشت می اندیشند تا به رفتن !!!
کیمیاگری همان نفوذ به روح جهان ، و کشف گنجی است که او برای ما ذخیره کرده است .
هر چیز که یک بار رخ دهد ممکن است دیگر هرگز رخ ندهد . اما چیزی که دو بار رخ داد ، قطعاً بار سوم نیز رخ می دهد .
تحقق بخشیدن به افسانۀ شخصی یگانه وظیفۀ آدمیان است . همه چیز تنها یک چیز است ، و هنگامی که آرزوی چیزی را داری ، سراسر کیهان همدست می شوند تا بتوانی این آرزو را تحقق بخشی .
اگر هنوز زنده ای ، به خاطر آن است که هنوز به آنجایی که باید باشی نرسیده ای .
می اندیشیم : بهتر است از جام نیک بختی ننوشیم ، چون وقتی خالی شد بسیار رنج خواهیم برد . از هراس کوچک شدن ، نمی توانیم رشد کنیم . از ترس گریستن ، نمی توانیم بخندیم .
خرد جهان نزد خداوند جنون است ، زیرا حکمت جهان نزد خدا جهالت است .
خداوند روی زمین دیوانگی ها را خلق کرد تا خردمندان را شرمنده کند .
آنانی که به راه نوینی گام می گذارند و می خواهند اندکی از زندگی پیشین خود را نگه دارند ، سرانجام مجروح گذشتۀ خود خواهند شد .
مردن برای ابد در یک در یک وضعیت ماندن است . اگر زیاد آرام باشی ، زنده نیستی .
خداوند هرگز وارد مغز شما نخواهد شد . دری که او استفاده می کند قلب شماست .
هیچ کس هرگز ثابت نخواهد کرد که خدا وجود دارد . در زندگی ، برخی چیزها را فقط باید تجربه کرد ... و هرگز توضیحی دربارۀ آنها ارائه نداد .
به هنگام گرگ و میش ، خداوند سایه و روشن را با هم می آمیزد تا ببیند آیا زمین شهامت دارد که همچنان بچرخد ؟
عشق نه دادن است و تنه گرفتن ... شراکت است .
برای آنکه به طریق خود ایمان داشته باشیم لازم نیست ثابت کنیم که طریق دیگران نادرست است . کسی که چنین می پندارد ، به گامهای خود نیز ایمان ندارد .
هنگامی که رؤیای خود را دنبال می کنیم ، دیگران تصور می کنند بدبخت و ناشادیم . اما آنچه دیگران می اندیشند مهم نیست ، مهم شادی درون قلب ماست .
نباید دربارۀ رخدادهای نیکی که بر ما روی می دهد صحبت کنیم ، چون حسادت دیگران شادی ما را ویران خواهد کرد .
بخشش ، یک خیابان دو طرفه است . هر بار کسی را می بخشیم خود را نیز می بخشیم .
اگر قادر به عشق ورزیدن باشیم ، قادر به دوست داشته شدن نیز خواهیم بود . فقط زمان مطرح است .
انسان فرزانه کیست ؟ کسی است که بجای کشتن امیالش ، می تواند آنها را مهار کند .
اگر چیزی خوب پیش نمی رود ، به خاطر آن است که هنوز به پایان آن نرسیده اید .
ترس از اشتباه دری است که ما را در قلعۀ (( میانه روی )) حبس می کند . اگر بتوانیم بر این ترس غلبه کنیم ، گام بزرگی به سوی آزادیمان برداشته ایم .
از روح خودت بپرس که چه کار دوست دارد بکند . وقتی روحت با رؤیاهایت در توافق باشد ، خداوند خشنود است .
راه با پیمودن پدید می آید . با پیمودن است که راه را می سازی ، و اگر واپس بنگری ، هر آنچه می بینی ، فقط رد گام هایی است که روزی پاهایت دوباره آن را می پیماید .
عشق سرشار از دام است . وقتی می خواهد تجلی کند ، فقط نورش را نشان می دهد و نمی گذارد سایه های ناشی از این نور را ببینیم .
عشق خوراک هستی ماست . اگر آن را پس بزنیم ، از گرسنگی می میریم ، در حالی که شاخه های پربار درخت زندگی را نگاه می کنیم ، بی آنکه جرأت کنیم دستمان را دراز کنیم و از میوه هایش بچینیم .
سقوط از طبقۀ سوم همان قدر آسیب می رساند که سقوط از طبفۀ صدم .
سعی کن زندگی کنی . خاطره مال پیر مردها و پیر زنهاست .
خوش بختی گاهی یک برکت است ، اما معمولاً یک فتح است .
بدبخت کسی است که می ترسد خطر کند .
به وعده ها اعتماد نکن ، جهان پر از وعده است .
تلاش های ما برای مستقل جلوه کردن ، دیگران را از فرصت تجلی بخشیدن به عشقشان محروم می کند .
صداهایی که در بیابان می پیچند ، همان صداهایی هستند که تاریخ عصر خود را می نگارند .
لحظاتی هستند که از مبارزه پرهیز می کنیم ، آرامش و بلوغ و احساس حماقت را بهانه می آوریم . گاهی بی عدالتی را در چند گامی مان می بینیم و خاموش می مانیم ، و "نمی خواهم خود را درگیر یک نزاع کنم" فقط یک بهانه است .
ضرورت دستیابی به چیزهای مختلف در زندگی ، ما را زندانی آن چیزها می کند . در حقیقت متوجه نیستیم که از دست دادن بخشی از چیزی ، بهتر است تا از دست دادن کل آن چیز .
همۀ ما در حقیقت مهمانان این دنیا هستیم . در حال گذر از یک زندگی به زندگی دیگری هستیم ، و نمی توانیم فراتر از کردارهای نیکمان باری حمل کنیم . تا زمانی که مردمی باشند که نیازمند سقف خانه و محبت ما باشند ، سنت میهمان پذیری هرگز در میان ما نخواهد مرد . هنگامی که پذیرا و میزبان کسی می شویم ، در حقیقت پذیرای سرگذشت ها ، ماجراها و اسرار دیگران می شویم .
درخت ، با سقوط خود بر روی زمین ، فضای مناسبی برای عبور نور خورشید ایجاد می کند ، و زمین زیر تابش نور ، بارور می شود و تنۀ ساقط شدۀ درخت هم از گیاهان تازه پوشیده می شود .
ما هم می توانیم مانند درختی سخاوتمند که پس از سقوط نیز مفید و مؤثر باقی می ماند ، سرچشمۀ نیکی باشیم .
آدم های مفیدی که کارهای مفید انجام می دهند ، آزرده نمی شوند اگر مثل بی مصرف ها با آنها برخورد شود . اما بی مصرف ها همیشه خود را مهم می دانند و تمام بی لیاقتیشان را پشت ظاهری مقتدر پنهان می کنند .
هنگامی که روح خود را به سوی نور تعالی می بخشیم ، نخستین چیزی که می بینیم ، تارهای عنکبوت و غبار ، و ضعف های روحمان است . اما همین فرصتی برای اصلاح آن ها است . هرگز نگذار آگاهی از عیب هایت ، تو را بترسانند .
فراموش نکنید که گاهی توقف لازم است وگرنه پایمان مجروح ، و ذهنمان منحرف می شود و خستگی توان جستجومان را می گیرد .
خداوند – که بنیان جهان حاصل نظر اوست ، و اوست یگانه سرایندۀ این جهان – هرگز ناسپاسی ما را به یاد نمی سپرد . بگذارید این را بفهمیم ؛ بگذارید به تلاش خود در سلوک به شیوه ای که می خواهیم ادامه دهیم .
دیوانه بمانید، خطر متفاوت بودن را بپذیرید اما بیاموزید که بدون جلب توجه متفاوت باشید .
برای آموختن فروتنی لازم است .
اگر تنها باشی ، هیچ حاصلی ندارد که سراسر جهان را درک کنی .
در زندگی عشق باید ممکن باشد ؛ حتا اگر بازتاب و پاسخ آنی ندارد ! عشق تنها در صورتی زنده می ماند که امیدی برای فتح معشوق باشد .
تنهایی می تواند باعث ارتباط انسان با جهان نامرئی شود ؛ اما باعث نابودی ارتباط او با انسان های دیگر نیز خواهد شد .
لازم نیست بدانیم چه گونه ، لازم نیست بدانیم کجا ؛ اما در آغاز هر کاری باید از خویش بپرسیم : " چرا باید این کار را بکنم ؟ " .
تمام این دنیا مقدس است ؛ و یک دانۀ شن می تواند پلی به سوی جهان نامرئی باشد .
مرگ همراه دائمی ماست ؛ و اوست که به زندگی ما معنایی حقیقی می بخشد .
جاده ی تو ، تنها یکی از جاده هایی است که به خدا می رسد .
کشتی در ساحل بسیار امن تر است ، اما به این خاطر ساخته نشده .