تبليغاتX
جانسوز
آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند .......... آیا شود که گوشۀ چشمی به ما کنند !

الهی ، چگونه گویم نشناختمت که شناختمت ، و چگونه گویم شناختمت که نشناختمت .

 

 

الهی ، همه از تو دوا خواهند ، و من از تو درد .

 

 

الهی ، اگرچه درویشم ، ولی داراتر از من کیست ، که تو دارایی منی .

 

 

الهی ، آن خواهم که هیچ نخواهم .

 

 

الهی ، ما را یاری دیدن خورشید نیست ، دم از دیدار خورشید آفرین چون زنیم ؟!

 

 

الهی ، عمری آه در بساط نداشتم و اینک جز آه در بساط ندارم .

 

 

الهی ، چرا بگریم که تو را دارم ، و چرا نگریم که منم !

 

 

الهی ، اگر گلم یا خارم از آن بوستان یارم .

 

 

الهی ، اگر بخواهم شرمسارم ، و اگر نخواهم گرفتار .

 

 

الهی ، عارف را با عرفان چه کار ، عاشق معشوق بیند نه این و آن .

 

 

الهی ، در بسته نیست ، ما دست و پا بسته ایم .

 

 

الهی ، هر چه بیشتر دانستم نادانتر شدم ، بر نادانی ام بیفزا !

 

 

الهی ، آن را که دل باز دادی ، دهن بسته است ؛ این سخن پرداز ، دل بسته است .

 

 

الهی ، دل دادۀ معنا را از لفظ چه خبر و شیفتۀ مسما را از اسم چه اثر .

 

 

الهی ، دیده را به تماشای جمال خیره کردی ، دل را به دیدار ذوالجمال خیره گردان !

 

 

الهی ، شکرت که کور بینا و کر شنوا و گنگ گویم .

 

 

الهی ، علف هرزه را وجین توان کرد ، ولی از تخم جرجیر ، خس نروید .

 

 

الهی ، نهر بهر نگردد ، ولی تواند با وی پیوندد و جدولی از او گردد .

 

 

الهی ، شکرت که فهمیدم که نفهمیدم .

 

 

الهی ، خوشا آنان که در جوانی شکسته شدند ، که پیری خود شکستگی است !

 

 

الهی ، خوشا آن دم که در تو گمم !

 

 

الهی ، دل به جمال مطلق دادیم ، هرچه بادا باد .

 

 

الهی ، عاشق را ترک ما سوی معشوق ، عین فرض است ، که یک دل و دو معشوق کذب محض است .

 

 

الهی ، انگشتری سلیمانی ام دادی ، انگشت سلیمانی ام ده !

 

 

الهی ، شکرت که می گویم شکرت .

 

 

الهی ، آمدم ردم نکن ، آتشینم کرده ای سردم نکن .

 

 

الهی ، آن ر ا که عشق نیست ارزش نیست .

 

 

الهی ، سر در راه سردار دادن آسان است و دل به دست دلدار دادن دشوار ، که آن جهاد اصغر است و این اکبر .

 

 

الهی ، از من آهی و از تو نگاهی .

 

 

الهی ، سست تر از آن که مست تو نیست کیست ؟

 

 

الهی ، هشیار را با بستر و بالین چه کار و مست را با دین و آیین چه کار .

 

 

الهی ، تاکنون دیوانۀ فرزانه نما بودم و اینک فرزانۀ دیوانه نما شدم .

 

 

الهی ، دردمند ننالد چه کند . درمان ده تا بیشتر بنالم !

 

 

الهی ، از دردم خرسندم که درمانش تویی .

 

 

الهی ، چون از تو پرسم ، دانایان کلید سرگردانی ام دهند که در دل است ؛ خود دل در کجاست ؟

 

 

الهی ، اگر من از تو جز تو خواهم ، فرق میان من و بت پرست چیست ؟

 

 

الهی ، داراتر از من کیست ، که تو دارایی منی .

 

 

الهی ، وقتی بیدار شدم که هنگام خوابیدن است .

 

 

الهی ، می دانم که می دانی ، اما چگونه میدانی خودت می دانی ؟

 

 

الهی ، شنیدم که فرمودی : چه کنم با مشتی خاک مگر بیامرزم .

 

 

الهی ، گاه گاهی می نمایی و می ربایی ، نمودنت چه دلنشین است و ربودنت چه شیرین .

 

 

الهی ، روزم را چمون شبم روحانی گردان و شبم را چون روزم نورانی !

 

 

الهی ، تو پاک آفریدی ، ما آلوده کردیم .

 

 

الهی ، از سجده کردن شرمسارم و از سجده برداشتن شرمسارتر .

 

 

الهی ، لذت ترک لذت را در کامم لذیذتر گردان !

 

 

الهی ، دل خوشم که الهی گویم .

 

+ نوشته شده     توسط علی ...  |